خاستگاه نمایش های ایرانی

از ویکی خرد

پرش به: ناوبری, جستجو

درسای رنجبری ، سوگند قدس و پردیس علی پور - معلم راهنما : خانم اسدی

Tazie.jpg



فهرست مندرجات

نمایش های پس از اسلام

در نخستين قرن‌هاى تاريخ پيش از اسلام، نظم و اساس و شهرها و قوانين و تشکيلات و دين آن‌طور که لازمهٔ استبداد بود، بوجود آمد. اين نظام مستبد تا رسيدن اسلام کم و بيش برجاى ماند. ثروتى که از نقاط مختلف دنياى آن روز به‌عنوان باج مى‌رسيد، صرف تجمل و تزيين کاخ شاهان و اطرافيان آنها مى‌شد. همه امتيازات در دست طبقات حاکم بود. مثل اثرات، موبدان و سپاهيان. دانش در انحصار موبدان بود و عامه به آن دسترسى نداشتند تا مبادا از آن بى‌نياز شوند و هنرمندان، صنعتگران دست چندمى بودند که پيکر افتخارات را با خرده زيورهاى تازه مى‌آراستند. خط ثابت و مدوّنى وجود نداشت و نويسندگى کارى عامى و پَست بود. حتى اوستا سينه به سينه نقل مى‌شد تا قرن‌ها بعد ثبت شود. فرصت پيشرفت براى استعدادها وجود نداشت. همه چيز انتسابى بود و هرکس براساس اصل و نسبش خوشبخت و يا شوربخت مى‌شد. حکومت در حالِ جنگ تنها پرورش تن و بازى‌هاى پهلوانى را تشويق مى‌کرد و نه نمايش و پرورش روح و فکر را. روزگارى حکومت به تقليد از ظواهر يونانى پرداخت، ولى اجازه نداد از آزادانديشى‌هاى آن فرهنگ چيزى در سطوح پايين جامعه نفوذ کند. نه تنها در اين دوره، بلکه در تمام تاريخ ايران ممنوعيت تنها براى مردم بود. مثلاً هنگامى‌که در آخرين قرن‌هاى پيش از اسلام، موسيقى در دربار رواج داشت، بيرون از دربار مخترع ساز قانون از ترس مجازات خود را مخفى مى‌کرد. در همين قرن‌هاى آخر بود که براى مدتى نويسندگى و ثبت و تدوين برخى آثار باستانى حمايت شد و گروه‌‌هاى نوازنده و رامشگر و بازيگر کولى از هند وارد شدند و مجالس و خلوت‌هاى اُنس شاهان را با هنر خود آراستند. براساس روايتى تعدادى از آنها به ميان مردم فرستاده شدند تا آنها را سرگرم کنند و در همين عصر است که مَزدَک سر بر مى‌دارد که زن و مال و امتيازات زيستن آزاد بايد از آن همه باشد و فاصله‌ها برداشته شود. جماعت محروم دور او جمع شدند و عدهٔ زيادى فريب و نيرنگ خوردند. در آخرين سال‌هاى اين دوره پايه‌هاى پوسيدهٔ کاخ‌ها در حال فرو ريختن بودند و مردم دروازه به رويِ علمدارانِ اسلام گشودند. Theatre clip art mask.jpg,

نمایش های پس از اسلام

اسلام در آغاز، تحول‌هايى عميق در روابط اجتماعى ايران بوجود آورد: طبقات بستهٔ گذشته را در هم شکست؛ اشرافيت را منحل کرد. طبقات پايين را از زندگى برده‌وار رهايى داد و با ايجاد زبانى مشترک، مبادلات فرهنگى را در بخش بزرگى از سه قارهٔ بين اقيانوس آرام و اقيانوس اطلس ممکن ساخت. تجارت ميان ملت‌هاى مسلمان در سه قاره گسترش يافت و آمد و رفت کشتى‌ها ميان درياى چين و درياى هند و درياى روم صورت پذيرفت و کاروان‌ها ثروت و فرهنگ مبادله کردند و ايران از مهم‌ترين گذرگاه‌هاى اين آمد و شدها بود. اما دين در دست حکومت‌ها قابلت تغييرپذيرى داشت. باز روان‌ خان خانى برجا بود و طبقات استثمارگر حاکميت خود را داشتند. و در اين‌جا بود که عرفان پديدار شد و مذهب را براى بشر کافى نديد و چون همهٔ امکانات در اختيار طبقهٔ مرفه و ثروتمند بود، بى‌نيازى از همهٔ اين‌ها را تبليغ کرد. دين‌آوران هنرها را ممنوع کردند. موسيقى و آواز طرب‌انگيز منع شد، مگر قرائت قرآن. اين‌گونه شد که نقّالى حالت آوازى خود را از دست داد و همراهى ساز را ترک کرد. رقص طرد شد. شبيه‌سازى و نقاشى حرام شد. شعر از آنجائى‌که در آغاز در مدح مستبدان و يا ستايش پيامبران گفته مى‌شد، آزاد ماند و علوم ادبى کم‌کم ريشه دوانيد. جنبه‌هاى نظرى موسيقى خود را پشت علوم وسيع شرعى پنهان ساخت و جنبهٔ عملى آن به‌صورت اذان و قرائت قرآن و نوحه‌گرى درآمد. اما هنرهاى جمعى مثل نمايش - اگر هم بود - از بين رفت؛ و يا شکل هيئت‌هاى مذهبى به‌خود گرفت و يا به‌صورت بازى‌هاى دسته‌جمعى دوره‌گرد سرگردان ماند و يا به شکل فردى درآمده و از بين رفت.


نقالی

نقالی عبارت است از نقل یک واقعه یا قصه ، به شعر یا یه نثر ، با حرکات و حالات بیان مناسب در برابر جمع و نقالی از آن جهت که قصد القااندیشه خاصی را با نوسل به استدلال ندارد ، و تکیه آن بیشتر بر احساسات تماشاگران است تا منطق ایشان ، نیز از آن رو موضوع داستانها و قهرمان های بزرگ شده ی فوق طبیعی هستند . و یا قصد واقع بینی صرف ندارند با خطابه متفاوت است. منظور از نقالی سرگرم کردن و برانگیختن هیجان ها و عواطف شنوندگان وبینندگان است به وسیله ی حکایت جذاب ، لطف بیان ، تسلط روحی بر جمع و حرکات و حالات القا کننده و نمایشی نقال ، به آن حد که بیننده او را هر دم به جای یکی از قهرمانان داستان ببیند ، و به عبارت دیگر بتواند به تنهایی بازیگر همه ی اشخاص بازی باشد.


نقالی.jpg,

تعزیه

شبیه گردانی یا شبیه خوانی یا تعزیه نمایشی بوده است .در اصل بر پایه ی قصه ها و روایات مربوط به زندگی و مسائل خاندان پیامبر اسلام و خصوصا وقایع و فجایعی که در محرم سال 61 هجری در کربلا برای امام حسین و خاندانش پیش آمد، ولی به زودی گسترش یافت و همه ی جنبه های داستانی و تفننی فرهنگ توده را شامل شد . این نمایش عظیم بود و در آن گذشته از تعداد بازیگران ورود رده های جانورانی چون شتر و اسب ، یا کندن خندق در میدان ، یا تاراندن اسب ها و جنگ های طرفینی .ابهت و شکوه فراوان به تعزیه می داد . در پایان که غارت نشان داده می شدذ خیمه ها را آتش می زدند و فرار و اسیری زن ها و کودکان بسیار تکان دهنده بود . جز نظایر این نمایش میدانی ، تعزیه به گونه ی دیگری هم در میدان ها یا اطراف ده ها و شهر ها اجرا می شد که "نام تغزیه " دوره داشت. در تعزیه دوره چندین دسته شبیه گردان با فاصله های معین ( به طوری که کار یکدسته مزاحم دسته دیگر نشود ) هر کدام خلاصه ی یک دستگاه تعزیه - بیان کننده ی وقایع ده روز اول محرم - را به ترتیب نمایش می دادند.

تعزیه.jpg,

تعزیه نامه متن یک تعزیه است که تعزیه نویس آن را می نویسد. تعزیه نامه ها را به 3 دسته می توان تقسیم کرد : واقعه: تعزیه نامه هایی که مصائب و شهادت افراد اساطیر مذهبی و خصوصا ماجرا های مربوط به کربلا و خاندان سید الشهدا نشان می دهد .

پیش واقعه : تعزیه نامه هایی است تفننی که از نظر داستانی مستقل و تمام نیست . زیرا همیشه باید به نمایش یک واقعه منجر شود /

گوشه : تعزیه نامه ای تفننی و فکاهی مضحک و گاه ریش خند آمیز ، که افراد آن اغلب اشخاص اساطیر مذهبی اسلامی هستند .

چند نوع تعزیه دیگر :

تعزیه زمینی : یک اصطلاح محلی کاشان است و آن تعزیه ای است که توسط یک گروه ثابت در محوطه ی ثابتی از یک میدان یا فضای باز دیگر ایجاد شود . در برابر تعزیه ی دوره که توسط گروه های متعدد و متحرک در نقاط متغیری از یک میدان بازی می شود . رجوع به تعزیه ی دوره شود .

تعزیه زنانه : تعزیه هایی که توسط زنان و برای تماشاگران زن بازی میشد .


تعزیه مضحک: تعزیه های خنده آوری که اساس اغلب آنها تمسخر دشمنان دین بوده است .


منابع:www.aftab.ir


www.wikipedia.org


کتاب نمایش در ایران نوشته ی بهرام بیضایی.

ابزارهای شخصی