پسرکشی

از ویکی خرد

پرش به: ناوبری, جستجو

فهرست مندرجات

پسرکشی در شاهنامه

چکیده

هدف پروژه

بررسی تطبیقی داستانهای پسرکشی در شاهنامه و تحلیل عوامل روانشناختی و جامعه شناسی آنها===.
خطا در ایجاد انگشت‌دانه: پرونده به نظر گم شده‌است: /usr/share/mediawiki/images/7/76/رستم_و_سهراب.jpg
تصویر پروژه

روش انجام کار

یافتن نمونه های پسرکشی در شاهنامه مطالعه نظریه های روانشناسی مربوط به روایت های مختلف پسرکشی تطبیق داستان ها و الگوی روانشناختی آن ها

داستان ها

  • رستم و سهراب:

گره ها: افراسیاب که به هومان و بارمان دستور می دهد تا مانع آشنایی پدر و پسر شوند. هجیر (نگهبان دژ) به احتمال آنکه ممکن است گزندی از جانب سهراب به رستم برسد مانع آشنایی می شود. رستم که در برابر  پیشنهاد صلح سهراب پاسخ رد میدهد. نشانه ها برای شناسایی: 1-نشانه عینی: درفش و بازوبند 2- نشانه های موروثی: شباهت سهراب با سام 3- از راه محاوره: سهراب که سعی دارد از هویت رستم خبردار شود

  • کیکاووس و سیاوش
  • سام و زال

سام، بزرگ‌ترين پهلوان در بار منوچهر، پسر ندارد و از اين اندوهگين است. تا اينكه پسري در حرمسراي او زاده مي‌شود اما زادن آن پسر را از او پنهان مي‌كنند زيرا او موجودي عجيب است: صورتي سرخ و موي سفيد دارد. پس از يك هفته با ترس و لرز سام را آگاه مي‌كنند. او وقتي نوزاد را مي‌بيند، در اصالت بچه شك می کند و او را بچه اهريمن می خواند. سپس او را بر كوه البرز كه جايگاه سيمرغ بود رها كرد و بازگشت.اما سيمرغ كه براي شكار و سير كردن شكم بچه‌هايش از آشيانه‌اش در كمركش البرز برخاسته بود، ابتدا او را به‌عنوان طعمه برداشت و به آشيانه برد اما خداوند مهر او را در دل سيمرغ افكند و سيمرغ او را در كنار بچه هایش بزرگ كرد.

  • گشتاسب واسفندیار
  • انوشیروان و نوشزاد

در این داستان نوشزاد بعد از رسیدن به دوران جوانی از دین پدر یعنی‌ اسلام بر میگردد و به مذهب مادر یعنی‌ مسیحیت رو می‌‌آورد . همین موضوع سبب می‌‌شود انوشیروان از نوشزاد خشمگین شده و دستور قتل او را صادر کند.

  • هما و داراب:

هما دختر بهمن اسفندیار است که از او پسری بدنیا آورد به نام داراب. ولی به دلیل طمع به قدرت پسر را از همگان پنهان  کرد. او را به دایه ای داد تا 8ماه شیرش دهد و سپس بر بازوی پسر گوهری گرانبها بست و او را درون صندوقی پر از جواهر گذاشت و صندوق را به آب فرات سپرد. پسر توسط گازری بزرگ شد و یکی از مرزبانان ایران گشت. رشنواد (از یاران هما)از نژاد داراب آگاه شد و به هما خبر داد  و گوهر سرخ بازوی داراب را برایش فرستاد. هما هم اسباب تاج گذاری را آماده کرد و پس از 32سال از تخت حکومت کنار رفت


نظریه ها

  • نظریه فروید:

به عقیده ی فروید و شاگردش رانک موضوع نبرد پدر با پسر از عشق نامشروع و ناخودآگاه پسر به مادر ریشه گرفته است. پسر که پدر را حائلی میان خود و مادر میداند ، و پدر را مانعی برای رسیدن به تمام اهدافش می داند رفته رفته کینه او را به دل می گیرد و پدر هم برای حفظ خود تصمیم می گیرد پسر را از میان بردارد.


  • نظریه مردم شناسی (آنتروپولوژی):

پیروان این مکتب معتقدند که این افسانه ها بازتاب اجتماعات آغازین هستند که در آنها رسوم چند مردی، برون ازدواجی و نظام مادر سالاری و مادر شاهی برقرار بوده است. بر طبق آیین برون ازدواجی، بچه متعلق به مادر است و پیش مادر می ماند و میان او و پدر هیچ ارتباطی وجود ندارد.


یافته ها و نتیجه گیری

پسر کشی در ادبیات ملل مختلف، قصه ای است که نمونه های بسیاری دارد. تنها در شاهنامه، 6 نمونه ی پسرکشی وجود دارد که در آنها پسر، مستقیم یا غیر مستقیم توسط پدر کشته میشود. سابقه ی تکرار این داستان در ادبیات ملل مختلف، ما را به سمت زیرساختهای روانشناسی و جامعه شناختی این گونه داستانها هدایت کرد. تقريبا تمام اين داستان ها قابل تطبيق با الگوي روانشناختي "زيگموند فرويد" هستند جز دو داستان: رستم و سهراب و هما و داراب.

  • نظریه فروید :

کیکاووس و سیاوش گشتاسب واسفندیار انوشیروان و نوشزاد سام و زال

  • نظریه مردم شناسی:

هما و داراب

  • تفاوت رستم و سهراب

در داستان رستم و سهراب در انگیزه ی سهراب برای یافتن پدر نه تنها کوچکترین  نشانه ای  از نفرت به پدر نیست، بلکه انگیزه ی او مهر به پدر است و این مهر به اندازه ای بزرگ است که سهراب به محض روبرو شدن با رستم بی آنکه او را بشناسد بی اختیار مهر او را به دل می گیرد و در واقع به خاطر همین مهر است  که پس از آنکه رستم را زمین می زند فریب نیرنگش را می خورد و او را رها می کند. به عبارت دیگر سهراب جان خود را در راه مهر به پدر می بازد و نه در راه کینه و نفرت بدو.

  • بر اساس نظریه ی ارسطو 3 حالت تراژدی داریم :

نخست:قهرمان داستان بدانچه می کند عالم است و دانا

دوم:نادانسته به عمل تلافی دست می زند و بعد از وقوع واقعه به رابطه خوشاوندی پی می برد.

سوم:قهرمان به خطای خویش پی می برد.

رستم و سهراب درون هیچ یک از این حالت ها جای نمی گیرد و حالت چهارمی را به خود اختصاص داده که آن دانایی به فرجام عمل و نا آگاهی بدان است.



کلید واژهها: پسرکشی در شاهنامه، نظریهی روانشناسی فروید، رستم و سهراب


منابع

  • زندگی و مرگ پهلوانان شاهنامه ، اسلامی ندوشن محمدعلی، شرکت سهامی انتشار،1387
  • فرهنگ نامهای شاهنامه ، رستگار فسایی منصور، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،1388
  • غم نامه رستم و سهراب، انوری حسن، (با همراهي دكتر جعفر شعار)، قطره ،1384
  • گلرنج های کهن،خالقي مطلق جلال. تهران،مركز، 1372
  • فصلنامه ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی نوشته حسین محمدصالحی دارانی
  • www.iricap.com
  • کتاب زبان فارسی دوم دبیرستان


نام اعضای گروه

  • شهرزاد محمدپوراصفهان
  • فرزانه برزگر نفری

معلم راهنما

سرکار خانم نژادحقیقی

ابزارهای شخصی